محمد رضا بیگ خوشابی
محمد رضا بیگ خوشابی به روایت روزنامه اتحاد جنوب و به قلم ماشااله کازرونی

يكي از سرداران دلاور خطه دشتستان محمد رضا بيگ زيارتي فرزند حاجي بيگ قاسم بيگ يمي باشد. طايفه بيگ ها از نژاد اصيل ايراني هستند كه در مناطق دشتستان از جمله خوشاب ـ گزبلندـ دالكي ـ كلل ـ برازجان ـ عيسوند ـ چاه عربي ـ زيارت ـ دهقايد ـ ده نو ـ چاه خاني و ديگر نقاط پراكنده مي باشند. اين طايفه در طول تاريخ همواره از پيشمرگان دفاع از ايران بوده اند و به ويژه در جنگ هاي سه گانه دلير مردان خطه جنوب با دولت استعماري انگليس در صف مقدم نيروهاي رزمنده ايراني با دشمن نبرد كرده اند. محمدرضا بيگ كدخداي روستاي خوشاب و پدربزرگ خانواده صولتي و عمومي شهسواري ها مي باشد. به خاطر درگيري ها و اختلافات محلي و كشته شدن همسرش از خوشاب مهاجرت و در روستاي زيارت دشتستان ساكن مي شود و به نام زيارتي خوانده مي شود. محمد رضا بيگ دشمن سرسخت انگليس و همواره با نيروهاي انگليس مستقر در بوشهر درگيري داشت به طوري كه انگليسي ها براي دستگيري او جايزه تعيين كرده بودند. جنگ هرات 1273 و فتح آن شهر به دست حسام السلطنه و التيماتوم دولت انگليس به دولت ايران مبني بر تخليه شهر هرات كه در نهايت به تلافي آن انگليس ها بوشهر و خارگ را تصرف و نيروهايشان در بوشهر و خارگ پياده مي شوند و پرچم ايران را از دارالحكومه پايين آورده و پرچم انگليس را بر روي آن بالا مي برند كه اين به معني تجزيه بوشهر و خارگ از ايران و الحاق آن به امپراتوري بريتانيا مي باشد. كاپيتان جونز قبل از آن به دريا بيگي حاكم بوشهر اعلام كرده بود كه ما اتباع بريتانيا را از بوشهر خارج و شما حافظ اموال ما هستيد و دريا بيگي هم پذيرفته بود. روز 21 ربيع الاول همان سال ابتدا سه كشتي جنگي و روز چهارم ربيع الاول 30 كشتي جنگي در خود بوشهر لنگر مي اندازند و مقدار كشتي هاي پشتيباني در نواحي بصره براي خريد غله و علوفه و گوسفند مستقر مي شوند. سردار كل كشتي هاي جنگي انگلستان اترم و سپاه او 2270 توپچي و سرباز انگليس و ايرلندي 3400 سرباز هندي و 3750 نفر سپاه چريك 0/ 1150 سر اسب سواري 450 گاو ارابه كش و 8 كشتي آتش بار بود و از اين ازدحام گويي شهري روي دريا ايجاد شده
( فارس نامه ـ ناسخ التواريخ) و چون ورود اين همه نيروي جنگي به بوشهر سابقه نداشت و حكومت ايران سپاهي براي مقابله فراهم نكرده بود. مگر اين كه محمد علي خان سرتيپ فوجي از دو سر دسته سرباز داشت. محمد علي خان روز پنجم ربيع الثاني همان سال وت مي كند و برادرش رستم خان كفيل سربازها مي شود. دريا بيگي ورود سربازان و كشتي هاي جنگي انگليس را به مويد الدوله خبر مي دهد و او تدارك كارزار را مي بيند. روز هشتم همان ماه محمد قليخان ايلخان قشقائي و برادرزاده او لطفعلي خان با فوج سرباز و هزار نفر سوار قشقائي و چهار اراده توپ روانه برازجان و روستاي نينيزك مي كند و در همان روز شجاع الملك نوري شيرازي با سپاهي از شيراز عازم برازجان و روستاي خوشاب مي شود. باقر خان تنگستاني با 400 نفر تفنگچي آماده كارزار مي گردد روز نهم ربيع الثاني انگليسي ها در هليله بوشهر و خارگ نيرو پياده مي كنند فوج سربازان را نيروهاي انگليس، هندي، سندي و بلوچ تشكيل
مي دادند و 30 ارابه توپ در كنار دريا مستقر و قلعه بهمني را كه محل استقرار نيروهاي ايراني بود به گلوله مي بندند. باقرخان و نيروهايش در قلعه بهمني به كمك نيروهاي ايراني مي باشند. و نيروهاي مردمي به دفاع از مرزهاي آبي بپردازند. قلعه از زمين و دريا زير آتش توپخانه انگليسي ها قرار مي گيرد و پياده نظام دشمن از هليله عازم بهمني و ري شهر مي شود به پيشروي خود ادامه مي دهد. سحرگاهان همان روز به پشت ديوار قلعه مي رسند. نبرد رو ياروي آغاز و باقر خان تنگستاني دلاور ايراني و فرزند رشيدش احمد خان و شيخ حسين چاهكوتاهي دموخ از كثرت نيروهاي دشمن نهراسيدند و مردانه در مقابل لشكر جرار انگليسي ايستادگي و بيش 740 نفر از سربازان دشمن را به هلاكت رساندند و از مدافعين وطن هم 72 نفر از آن جمله احمد خان تنگستاني فرزند رشيد باقرخان كه با رشادت هايش دشمن را به زانو درآورده بود به شهادت مي رسد. توپخانه سنگين انگليسي ها مدافعين را وادار به عقب نشيني مي كند. خبر جنگ رشيد و شهادت احمد خان به محمد رضا بيگ مي رسد. محمد رضا بيگ سوار بر اسب براي ياري رساندن به باقرخان وارد بوشهر مي شود. شهر بوشهر تماما در تصرف و اشغال سربازان انگليسي است دشمن براي دستگيري محمد رضا بيگ جايزه تعيين كرده و او را شناسايي و محاصره مي كنند. محمد رضا بيگ با شجاعت كم نظير از ميان نيروهاي دشمن با جنگ و گريز خود را به طرف ظلم آباد (صلح آباد كنوني) مي رساند. ناگهان متوجه مي شود كه سربازان از سه طرف او را محاصره و تنها راه گريزش زدن به درياست و او يك بار ديگر خاطره حماسي جلال الدين خوارزمشاه سردار بزرگ ايراني را زنده مي كند. تاريخ مي نويسد زماني كه چنگيز خان مغول براي تصرف ايران بزرگ از مغولستان عازم سرحدات ايران در تاجيكستان مي شود و شهرهاي آباد ايران را يكي بعد از ديگري فتح و ويران مي كند. جلال الدين خوارزمشاه براي دفع دشمن به جنگ چنگيز مي رود و بعد از دلاوري هاي سيار دشمن او را به حاشيه رود آمون دريا مي كشاند به اميد اين كه او را دستگير نمايد و يا از پاي درآورد. جلال الدين هنگامي كه خود را در محاصره كامل دشمن مي بيند از رود خروشان سند نمي هراسد و با اسب خود را به دريا مي زند و در ميان حيرت چنگيز درياي خروشان را طي و اسبش او را سالم به آن طرف آمون دريا مي رساند. در اين زمان چنگيز آرزو مي كند كاش چنين پسري داشتم و به تدارك نيروهاي تازه نفس مي پردازد. سردار دشتستاني ما هم از درياي مواج خليج فارس نمي هراسد و اسب خود را به دريا مي زند. اسبش چهار نعل، دريا را طي و در جزيره كوچك عباسك نزديك شيف سم اسبش جدا، ليكن سوار گرد خود را سالم به خشكي مي رساند و دشمن را در ساحل بوشهر به آفرين و تماشا وا مي دارد. محمد رضا بيگ مجددا تدارك حمله به دشمن را فراهم مي كند و اين بار به اتفاق چهار نفر از نزديكانش از جمله محمد حسن بيگ خوشابي وارد بوشهر مي شود. بوشهري كه كاملا در تصرف دشمن غدار است و قهرمانان حماسي دشتستان با وجود قلت به قلب دشمن يورش مي برند و نيروهاي خصم را يكي بعد از ديگري از پاي در مي آورند. آخرالامر محمد حسن بيگ خوشابي زخمي و سه نفر ديگر اسير مي گردد. محمد رضا بيگ با اين كه نيروهاي متعدد به او اصابت كرده باز هم با دلاوري نبرد و فرماندهان انگليسي را از پاي در مي آورد. تا آن جا كه اسبش كشته و محمد رضا بيگ پياده با دشمن تا دندان مسلح به جنگ مي پردازد. تاريخ مي نويسد هنگامي كه تفنگ از دست او مي افتد با شمشير و سر نيزه نيروهاي انگليس را مي كشد و در نهايت بر اثر اصابت 35 گلوله و زخم كاري سردار بزرگ دشتستان از پاي در مي آيد و به شهادت مي رسد و حماسه ماندگار مقاومت را از خود به يادگار مي گذارد. قبر اين رشيد راه عزت و سربلندي ايران به صورت گمنام و مخروبه در روستاي زيارت برازجان قرار دارد و سنگ قبرش در حال متلاشي شدن است. كه جا دارد بنياد شهيد و استانداري بوشهر و فرمانداري دشتستان نسبت به بازسازي قبر اين مجاهد نستوه اقدام و ياد دلداده او را در سالروز شهادتش با شكوه هر چه تمام تر برگزار نمايند. شاعري پس از شهادتش اين شعر را برايش سروده است
عجب شيري ز خوشاب پا گرفته                   به ضرب سيف زيارت جا گرفته

 ببينيد رتبه اولاد حاجي                             كه آب از چشم خصم و شاه گرفته