بقعه امامزاده شاه پسر مرد
بقعه امامزاده شاه پسر مرد
بقعه امامزاده شاه پسر مرد و آبادی کوچک مجاورش که آن هم شاه پسر مرد خوانده میشود جنوبی ترین آبادی از توابع شهرستان دشتستان است که در منطقه کوهستانی"سیاه کوه"واقع شده است.این بقعه و آبادی از توابع دهستان بهارستان(پشتکوه) بخش مرکزی شهرستان دشتستان به شمار می رود و فاصله برازجان تا آن 96 کیلومتر است.برای رسیدن به بقعه و آبادی از 2طریق میتوان اقدام کرد.یکی از راه برازجان و گردنه "بهمرد"و دیگری از طریق اهرم و گذشتن از طریق "بهوش = وحوش"مسافر از هر یک از این 2 راه که اقدام کند پس از رسیدن به دشت "کلمه"باید راه خود را به سمت روستاهای فاریاب و طلحه ادامه دهد و پس از گذشتن از روستای طلحه از جاده نسبتا طولانی عبور نماید و در ادامه این راه از گردنه ای بسیار سخت با فراز و نشیب های تند به نام "مهار"بگذرد و بالاخره بر فراز قلل سر به فلک کشیده سیاه کوه به آبادی شاه پسرمرد برسد.در آنجا بقعه زیبای امامزاده شاه پسر مرد در آرامش کوهستان و هوای پاک و طبیعتی زیبا در انتظار زائری است که سختی راه را بر خود همراه ساخته و با خلوص نیت به زیارت و دیدار امامزاده و مردم پاک نهاد و مهمان نواز آبادی نایل میگردد.

شجره نامه امامزاده
در زمان خلافت ابواحمد عبداله ملقب به گالمستعصم باالله"سی و هفتمین و آخرین خلیفه عباسی,یکی از علویان به نام حضرت امامزاده شاه محمد فیروز در سنین نوجوانی به اتفاق چند تن از برادران و بنی اعمام خود که بالغ بر شصت نفر بودند به واسطه اذیت و آزاری که از جانب دستگاه خلافت بر آنان روا می شد از راه دریا و خلیج فارس به جنوب ایران وارد شدند . پس از طی مسافت های طولانی و عبور از رودخانه ها و جبال ها در بین راه به دشتستان رسیدند,آنان قصدعزیمت به توس و زیارت مرقد مطهر ثامن الائمه حضرت علی بن موسی الرضا و سکونت در آنجا را داشتند.در آن زمان حاکمان عباسی و جاسوسان آنان جهت امنیت راه ها و شهر ها همراه با لشکر مجهز خود در دژها و قلعه های ناحیه دشتستان متمرکز بودند و دشمنان خلافت عباسی را مورد تعقیب و آزار واذیت قرار میدادند.در آن زمان حاکم دشتستان بزرگ از جانب خلیفه وقت "مهلب بن خزیمه"یکی از کارکشته ترین عمال عباسی بود. وی که در بی رحمی زبانزد بود نسبت به اهل بیت بسیار سخت گیر بود.کاروان امامزاده ها چون به دشتستان رسیدند و از اوضاع و احوال آنجا نیز آگاهی نداشتند در بیم و هراس بودند و میترسیدند که مبادا غافلگیر شوند و به دست دشمنان خود اسیر شوند.در این هنگام یکی از دشمنان آل علی به نام "ربیعه"که از ورود کاروان امامزاده ها به دشتستان آگاه شده بود حضور آنان را به مهلب بن خزینه حاکم دشتستان خبر داد و مهلب با سپاهیان خود به کاروان امامزاده ها شبیخون زد و چون نفرات دشمن بسیار و تعداد کاروانیان اندک بود و پس از زد و خورد بسیار کاروانیان تاب مقاومت نیاورده و ناچار به کوه ها و دره های مجاور که به کوه سیاه معروف است متواری شدند و دشمن نیز همچنان به تعقیب آنان ادامه میداد تا آنکه تعدادی از کاروانیان در مصاف با دشمن به شهادت رسیدند.از جمله این شهدا حضرت امامزاده محمد فیروز بود که در حین جنگ و گریز در کوه سیاه به وسیله یکی از سواران کوفی به نام "ابلق"دستگیر و بعد به شهادت رسید.پس از پایان جنگ و خروج سپاهیان دشمن از منطقه مومنین اهل بیت جسد مبارک آن حضرت و دیگر شهدا را در محل شهادت به خاک سپردند.گویند در آن نبرد تعداد 18 تن از اعضای کاروان که همگی از همراهان امامزاده محمد فیروز بودند به شهدت رسیدند که مرقد مطهر بعضی از آنها در جوار آن حضرت معلوم وبرخی در اثر گذشت زمان از میان رفته است.
علت آنکه آن حضرت به شاه پسر مرد معروف گردیده است آن بود که هنگامی که حضرت به اتفاق چند تن از همراهان خود به دست دشمن اسیر شد و به حضور فرمانده لشکر آورده شدند ,فرمانده لشکر نام و نشان آن حضرت را از وی جویا شد و حضرت از ذکر نام و نشان خود امتناع میکند وبا این کار فرمانده را خشمگین ساخت .افسران و نگهبانان چون فرمانده خود را خشمگین دیدند اظهار داشتند:ایشان بچه است ,با کمی سن تشخیص نمیدهدو الا از گفتن نام خویش خودداری نمیکرد,فرمانده که مردی کینه توز بود از نافرمانی آن حضرت متغیر شده و با عصبانیت میگوید:شما میخواهید از این "شاه پسرمرد"دفاع کنید؟لذا با خشم دستور داد جلاد سر او را از تن جدا کند .به همین جهت آن حضرت به شاه پسر مرد مشهور گردید .منابع:دشتستان در گذر تاریخ،نوشته محمد جواد فخرایی
به نام خالق زیبایی های بیشمار...